|
خاتون شهر آينه هايي بزرگوار... ز افق نور ديگرى پيداست...
ز افق نور ديگرى پيداست جلوههاى منورى پيداست
شادى بر هر كه بنگرى پيداست شهد جان را چه شكرى پيداست
يم عصمت چه گوهر آورده حجت حق چه دختر آورده
از تبار پيمبر آورده آرى موسى ابن جعفر آورده
شهر قم آشيان آل عباست حرم دختر ولى خداست
جلوهگاه تجلى حق است اشرف از طور وادى سيناست
بارگاه جليل فاطمه است آن كه نور دو ديده زهراست
آفتاب سپهر فخر و شرف گل بى خار گلشن طاهاست
عمه اطهر امام جواد خواهر طاهر امام رضاست
رحمت كردگار بر حرمش دائما نازل از طريق سماست
آستان فرشته دربانش ملجا خاص و عام و شاه و گداست
دخت باب الحوائج است كزو حاجت هر نيازمند رواست
سرمهاى از غبار مرقد او بر مريضان نا اميد شفاست
درگهش همچو آستان رضاست باب اميد و استجاب دعاست
طوف قبر و زيارت حرمش آرزوى تمام اهل ولاست
قول "من زار فاطمه وجبت فله الجنه" مقصد ما است
آن درى را كه گفتهاند به قم باز مىگردد از بهشت اينجاست
قبه و بارگاه و ايوانش برتر از قدس و مسجد الاقصاست
بر سر اهل قم ز لطف خدا د سايهاش همچو سايه طوباست
شهر قم در پناه معصومه در امان از مصائب دنياست
هر كه در خاك قم رذالت كرد سرنوشتش به دست باد فناست
****************
خاك قم گشته مقدس از جلال فاطمه نور باران گشته این شهر از جمال فاطمه
گر چه شهر قم شده گنجینه علم و ادب قطرهای باشد ز دریای كمال فاطمه
تابش شمع و چراغ و كهربایی نورها باشد از نقد جمال بی مثال فاطمه
صافی آیینه ایوان نیكو منظرش گوشهای از صافی قلب زلال فاطمه
عطر آگین گشته گر این بارگاه جنتی این نسیمی است از عبیر بی همال فاطمه
بر سر ما سایه افكن از كرامت ای بتول شد سعید آن كس كه بُد اندر ظلال فاطمه
آفت دلها غم است بر درگه معصومهام حرمت من حرمت عز و جلال فاطمه
یارب از غمها مرا برهان هم از افسردگی عفو كن ما را به قلب پر ملال فاطمه
كبریا از درگهش كس را نكرده ناامید خاصه آنكو داشت پشتیبان مثال فاطمه
****************
آيتي از خداست معصومه لطف بي انتهاست، معصومه
جلوهاي از جمال قرآني چهرهاي حق نماست، معصومه
عطر باغ محمدي دارد زاده مصطفي است، معصومه
پرتوي از تلألوء زهرا (س) گوهري پر بهاست، معصومه
ماه عفت نقاب آل كسا دختر مرتضاست، معصومه
اختري در مدار شمس شموس يعني اخت الرضاست، معصومه
زائران، يك در بهشت اينجاست تربتش با صفاست، معصومه
در توسل به عترت و قرآن باب حاجات ماست، معصومه
از مدينه، به قصد خطه طوس رهروي خسته پاست، معصومه
تا زيارت كند برادر خويش فكر و ذكرش دعاست، معصومه
روز و شب، عاشقي بيابانگرد خواهري با وفاست، معصومه
يا مگر اوست، زينب دگري كز برادر جداست، معصومه
تا بداني كه نيمه ره جان داد بنگر اكنون كجاست، معصومه
از وطن دور و از برادر دور حسرتش غم فزاست، معصومه
داغ زهرا و داغ اجدادش وارث كربلاست، معصـــومه
هر حسينيه بيت اوست "حسان" چونكه صاحب عزاست، معصومه
"حسان چايچيان"
*******************
خاتون شهر آينه هايي بزرگوار
زهراي شهر يثرب مايي بزرگوار
چشم ملك نديده دمي سايه ي تو را
ناموس بارگاه خدايي بزرگوار
اين قوم را به راه حقيقت كشانده اي
موساي بي عباوعصايي بزرگوار
بر شانه هاي باد،جحاز تو حمل شد
فرمانرواي ملك صبايي بزرگوار
گم كرده ايم كعبه ي حاجات و آمديم
نزد شما كه قبله نمايي بزرگوار
من گريه مي كنم كه نگاهي كني مرا
آري هميشه عقده گشايي بزرگوار
باران رحمت ازلي سهم مان شده
بي شك دليل فيض شمايي بزرگوار
بانوي مهربان كدامين قبيله اي ؟
امشب بگو كه اهل كجايي بزرگوار
خلقت شبيه پير كريم عشيره است
الحق ز نسل شير خدايي بزرگوار
فهميدم از شلوغي صحن و سراي تان
هر لحظه مامن فقرايي بزرگوار
فرقي نمي كند چقدر نذر مي كنند!؟
باب المراد شاه و گدايي بزرگوار
اينجا مريض ها همگي خضر مي شوند
سرچشمه ي حيات و بقايي بزرگوار
از لحن گريه كردن زوار واضح است
در قم،بقيع اهل بكايي بزرگوار
يادت نمي رود چه قراري گذاشتيم؟
محشر دم بهشت بيايي بزرگوار
|